Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for 13 اکتبر 2008

هانا،روناک،زینب،مقصر یا بیگناه؟

نوید محبی/آمل
باز هم شاهد صدور احکام زندان برای اعضای کمپین یک میلیون امضا هستیم ،به گمانم دیگر شنیدن خبرهای دستگیری و زندان برای همگان و به خصوص فعالان کمپین یک میلیون امضا  امری کاملا طبیعی شده و تعجب آور نیست اما وقتی که هانا عبدی،روناک صفارزاده،زینب بایزیدی ۳ تن از افرادی  که به خاطر زجر و تحقیر دو چندان زنان شهر و دیارشان به درد آمده و به یک جنبش برابری خواهی مسالمت آمیز می پیوندند را در برابر این همه اتهامات سنگین و ناعادلانه می بینیم موضوع کمی برایمان متفاوت است.
برای هر کاری باید بهایی پرداخت و فعالین کمپین یک میلیون امضا که برای گسترش گفتمان برابری خواهی در جامعه از طریق چهره به چهره و جمع آوری امضا فعالیت می کنند از این قاعده مستثنا نیستند.
هر کسی از جای جای ایران زمانی که تصمیم می گیرد برای کمپین یک میلیون امضا فعالیت کند این احتمال را می دهد که بازداشت شود و یا تحت هرعنوانی  تحت فشار قرار گیرد، اما شوق و امید به خشکاندن ریشه ی تبعیض و یک زندگی بهتر این انگیزه را ایجاد می کند تا  به خیابان ها و معابر عمومی برود تا حداقل بتواند سهمی هر چند کوچک در آگاهی بخشی به جامعه داشته باشد. از طرفی دیگر این حق و توقع را از دیگر اعضا دارد که در صورت دستگیری مورد حمایت همه جانبه آنها قرار گیرد.
مسلما از هر کسی در ظاهر پرسش شود که آیا همه ی اعضا در صورت دستگیری از شرایطی برابر برخوردارند، پاسخ مثبت است اما گلایه های متعدد هموطنان کردمان نشان دهنده ی این است که آنها اینگونه فکر نمی کنند
 آیا به راستی این چنین است؟؟
 
من پاسخ ها و تفکراتی که از دید شخص خودم در بین فعالین وجود دارد را در این موارد می بینم:
**شرایط کاملا برابر است
**شرایط برابر نیست
**فکر می کنم شرایط برابر باشد اما باز هرچه باشد تهرانی ها بیشتر مورد حمایت قرار می گیرند
**اگر اجحافی صورت می گیرد به دلیل پرونده مبهم و عدم شناخت کافی از آنها است.
 واژه ی «پرونده مبهم» اینجا این سوال را مطرح می کند که آیا اتهام ارتباط و یا کمک به احزاب کرد که خط مشی مسلحانه دارند به این ۳ فعال کرد کمپین می تواند درست باشد؟
پاسخ از نظر من منفی است. زیرا اکثر کسانی که در اپوزیسیون فعالیت می کنند کار در کمپین را اتلاف وقت و یا خواسته ی حداقلی می دانند اما امضا می کنند و شاید پیشنهاد امضا را به دیگران هم بدهند اما به دلایلی که ذکر کردم هیچ گاه برای کمپین که در چارچوبی کاملا قانونی است فعالیتی نمی کنند.
شاید این سوال پیش آید که عده ای با نام فعالیت های مدنی و قانونی نظیر کمپین فعالیت می کنند و شناخته می شوند اما پشت پرده کار خود را انجام می دهند و فقط نام یک فعال کمپینی را یدک می کشند تا در صورت دستگیری و یا بروز هر اتفاقی بتوانند از این طریق خود را تبرئه کنند آیا این احتمال می تواند در مورد این ۳ فعال کرد درست باشد؟
باز هم پاسخ از نظر من منفی است.زیرا فعالیت برای یک حزب اپوزیسیون که خط مشی مسلحانه دارد مستلزم وقت و کار زیادی است و از آنجایی که خانم  هانا و روناک عضو انجمن زنان آذرمهر و کمپین یک میلیون امضا هستند و از آنجایی که شواهد و قرائن حاکی از فعالیت زیاد این افراد برای کمپین است و در زمان دستگیری امضاهای بسیار زیادی از آنها گرفته شده و حتی یکی از آنها روز قبل از دستگیری در حین جمع آوری امضا در یک جلسه دیده شده، این احتمال هم مردود است.
متاسفانه همیشه هموطنان مرزنشین از جمله کردها و بلوچ ها تحت فشار دو چندان بودند و وجود گروه های مسلحانه هم به دستمایه ای برای اعمال فشار بیشتراز سوی حاکمیت بدل شده است.
درآخرین اخبار شنیدیم که در حکم خانم عبدی تجدید نظری صورت گرفته و مدت زمان زندان تقلیل یافته اما باز هم یک سال و نیم زندان و تبعید در یک شهر غریب حکم سنگین و ناعادلانه ای است و امیدواریم شاهد بازگشت این سه عزیز در بند به جمع بزرگ کمپین باشیم و این رو همواره به اقتدارگرایان یادآور شویم که جمع آوری امضا جرم نیست.
نکته:این نوشته تنها در برگیرنده ی نظرات شخصی نگارنده است و لزوما به معنای تایید دیگر فعالین کمپین نمی باشد

Advertisements

Read Full Post »